على محمدى خراسانى
366
شرح مكاسب (فارسى)
قاصد معنى هم هست و به قصد انشاء جدّى هم بعت يا اشتريت مىگويد ، ولى مالك يا مأذون نيست و الّا اگر اصلا قصد معنى نداشته باشد پس معامله و بيعى واقع نشده و چگونه با اجازهء بعدى صحيح مىشود . و به قرينهء وحدت سياق مىگوئيم : مكره نيز چنين است يعنى قصد مدلول دارد ولى طيب نفس ندارد . : قوله : نعم : علّامه در تحرير « 1 » و شهيد ثانى در مسالك « 2 » فرعى را آوردهاند كه موهم اين معنا است كه در مكره قصد معنى نيست و تنها قصد لفظ است ، و آن فرع از زبان علّامه اين است : اگر كسى بر طلاق زوجهاش مكره شد ، و بدنبال اكراه با نيّت طلاق زوجهاش را طلاق داد حق اينست كه طلاق صحيح است و واقع مىشود ، زيرا كه هيچكسى بر قصد و نيّت درونى مكره نيست ، اكراه در جسم و زبان كارگر است نه در روح و نيّت . مرحوم صاحب جواهر خيال كرده مراد علّامه از اينكه بر قصد اكراهى نيست ، يعنى مكره هميشه قاصد لفظ است نه قاصد معنى [ چون نسبت به معنى كه در قلب او مىگذرد كه مجبور نيست . ] و طبق اين برداشت اعتراض كرده و فرموده : مكره هم قاصد معنى است ، و در نتيجه اگر با نيّت و قصد مدلول هم طلاق داد طلاقش باطل است چون طلاق مكره است « 3 » . مرحوم شيخ مىفرمايد : علّامه و ديگران منظورشان اين نيست كه مكره قاصد لفظ است نه معنا . . . تا صاحب جواهر اعتراض كند ، منظور آنها چيز ديگرى است كه مفصّلا خواهد آمد . نتيجه : مكره نيز مدلول لفظ [ انشاء تمليك و
--> ( 1 ) تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 51 . ( 2 ) مسالك الافهام ، ج 2 ، ص 3 . ( 3 ) جواهر الكلام ، ج 32 ، ص 15 .